لاله‌اى بود که با داغ جگر سوخته بود
آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود . . .

 

 

 

بارها، چرخ ستمکار تو را کشت حسن / ماجرای در و دیوار، تو را کشت حسن
غم بی‌دردی انصار، تو را کشت حسن / به چه تقصیر دگر یار، تو را کشت حسن . . .

 

  

 

هر که بشنیده صداى مجتبى / تا ابد شد مبتلاى مجتبى
سالها بهر حسین باید گریست / تا کنى درک عزاى مجتبى . . .

 

  

 

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین
علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین
تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم
می زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین . . .

 

  

 

تشنه ی قطره‌ای از کوثر جام حسنیم / همه محتاج عنایات مدام حسنیم
به خدا شیعه و مأموم حسن بود حسین / ما غلامی ز غلامان غلام حسنیم . . .

 

 

 

حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است
زائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر است
قبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر است
لاله‌اش خون دل «میثم» خونین‌جگر است . . .

 

 

 

آرزوی زینبه با هزار غم و محن / که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن
ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد / بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد . . .

 

 

 

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد  / و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت / خود را تهی زخون دل چند ساله کرد . . .

 

  

 

سلام، غریب تر از هر غریب
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زائر، بهشت گمشده
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده
سلام، امام غریب من

 

 

 

اى دل خون شده! ایّام عزاى حسن ست
کز ثَرى تا به ثریّا همه بیت الحزن ست
پیرهن چاک زنم در غم آن گوهر پاک
گز غمش چاک ملک را به فلک پیرهن ست . . .

 

  

 

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنکه ز نو ماه محرّم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار
نخل قد زهرا و على خم شده امشب

 

 

 

سایه ی دستی میان قاب چشمان ترش
چادر خاکی زهرا بالش زیر سرش
رنگ خون پاشیده بر آیینه ی احساس او
لکه های سرخ روی گوشوار مادرش

 

 

 

عالم امروز پر از ماتم و رنج و محن است
گرد غم بر سر هر محفل و هر انجمن است
این چه شور است که بر پا شده در ارض و سماء
این چه سوز است که در سینه هر مرد و زن است
بانگ وفریاد به گوش آید از افلاک مگر
رحلت ختم رسولان و عزای حسن است

 

  

 

 الا جمال تو حسن خدا امام حسن
امام پیش تر از ابتدا امام حسن
زعیم مملکت بی حدود حضرت حق
به کل خلق تویی مقتدا امام حسن

 

 

 

 باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فرق گل و بلبل آمد
آسمان دل ما ابرى و بارانى شد
دیده را موسم اشک و گهرافشانى شد

 


 

سکوت ، زهر شد و در گلوی مجنون ریخت
دل شکسته لیلا از این مصیبت سوخت
به یاد خاطره های کریم آل عبا
تمام خاطره هایم در اوج غربت سوخت

 

 

 

ختم رُسُل به سوی جنان می‌کند سفر / جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر
ریزید خون ز دیده که در آخر صفر / کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر
رحلت نبی رحمت تسلیت باد

 

 

 

آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد
باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد
دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد
هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست . . .

 

 -----------------------------------

 

دریغا که روح دعا، رفت در خاک / گرفتند از ما روان دعا را
به سوگ محمّد، بگریید، یاران / که زهرا ببیند، سرشک شما را . . .

 

  ------------------------------------

 

یا رسول الله
مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد
اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم . . .

 

 ------------------------------------

 

جان جهان ز پیکر هستی جدا شده
خاموش، شمع محفل نورالهدی شده
ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب
واویلتا عزای رسول خدا شده

 

 ------------------------------------

 

باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
خونِ ‌دل حسین به صورت چکیده است . . .

 

  -------------------------------------

 

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است / دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه / تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است  . . .

 

 --------------------------------------

 

مهرت به کائنات برابر نمی شود / داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود
از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود / سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود  . . .

 

  ------------------------------------

 

ای امت رسول، قیامت بپا کنید/ لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید
در ماتم پیمبر و تنهایی علی / باید برای حضرت زهرا دعا کنید  . . .

 

  --------------------------------------

 

آه و واویلتا محشر کبری شده/ روز تنهایی حیدر و زهرا شده
حضرت فاطمه دارد این زمزمه/ السلام علیک، یا رسول الله

 

  ------------------------------------

 

در عزای تو ای چراغ راه/ امت اسلام دارد اشک و آه
در غمت از دل ناله‌ها خیزد / دیدۀ هستی اشک غم ریزد  . . .

 

 ---------------------------------------

 

یا رسول اللّه
امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم
و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم . . .

 

 ----------------------------------------

 

رحلت رحمۀ للعالمین آمده / ناله از قلب جبریل امین آمده
از ملایک همه آید این زمزمه / السلام علیک، یا رسول الله

 

  ----------------------------------------

 

که هم‌درد باشید، خیرالنسا را
الهی الهی که اهل مدینه
نبینند، تنهایی مرتضا را

 

  ------------------------------------

 

چشم اهل دل ازگریه خونباراست / حضرت مهدی امشب عزاداراست
خاک غم امروز برفرق عالم شد / سینه شیعه دریای ماتم شد  . . .

 

  ------------------------------------

 

اهل عالم عزای خاتم الانبیاست / همه جا کربلای خاتم الانبیاست
زین بلای عظیم گشته امت یتیم  / السلام علیک، یا رسول الله

 

 -------------------------------------

 

روز عزای مسلمین است / در ناله جبریل امین است
مدینه شده غرق سوگ و ماتم / بهر مجتبی و نبی اکرم

 

  ---------------------------------------

 

ای مدینـه دگـر مصطفی نداری / ناله کن که شده وقت سوگواری
اشک زینب از دیده می‌ریزد / آتـش از بیت فاطمه خیزد  . . .

 

  -----------------------------------------

 

با وفات احمد زنده شد جهالت / ز آتش ستم سوخت گلشن عدالت
نخله دین را به تبر شکستند / ثمر بریدند و شجر شکستند  . . .

 

  ---------------------------------------

 

آید از مدینه پیک غم با فغان / که رسول اکرم رفته از این جهان
خاطر بَضعه ُالنبی شکسته / گرد یتیمی به رخش نشسته . . .
رحلت نبی رحمت تسلیت باد

 

  -----------------------------------------

 

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین / اشک عزا به دیده زهرای اطهر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر / دیدم که روز، روز عزای پیمبر است  . . .

 

 -----------------------------------------

 

چراغ مدینه امشب شده خاموش / صدیقه کبرا گردیده سیه پوش
زهرای مظلومه از دیده گریان است / بهر پدر امشب چون شمع سوزان است  . . .

 

  --------------------------------------------

 

مدینه، چه کردی رسول خدا را / گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را
چه بیدادگر بود، این چرخ گردون / که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را  . . .

 

 ------------------------------------------

 

سوگ رسول یا که غم بی‌نهایت است / یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است
تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم / او را هوای حمله به بیت ولایت است  . . .

 

 --------------------------------------

 

ای آسمان بگرد و دل از غصه چاک کن / خود را نهان چو جسم پیمبر به خاک کن
دستی برون ز خاک کن ای ختم انبیا / اشک غم حسین و حسن را تو پاک کن  . . .



نظرات شما عزیزان:

برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 30 آذر 1393برچسب:, | 21:27 | نویسنده : دختری به رنگ اسمون |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.


کد موزيک

!-- HTML Codes ramsarmusic.com --
کد شمارنده ی صفحه
فا تولز ، ابزار رایگان وبمسترشمارنده ی صفحه
کد لحظه شمار غیبت امام زمان برای وبلاگهای مهدویت